جلد سوم نایاب
اگر فکر میکنی شنیدن پایان راه است،
«نایاب» آمده تا یادت بیاورد که بعضی صداها ،
بعد از شنیدهشدن تصمیم میگیرند نوشته شوند.
چهارگانهی دروازهی قصهها
جلد سوم: نایاب
ادامهی سفریست که اینبار؛
نه فقط از حافظه، که از زبان عبور میکند.
در این جلد، ستیا دیگر تنها شنونده یا ناجی نیست؛
او به مرزی میرسد که قصهها خودشان قلم میخواهند.
«نایاب»
قصهی صداهاییست که در ترجمه گم شدهاند،
در تاریخ تغییر نام دادهاند و در جهان پخش شدهاند؛
بیآنکه ریشهشان به یاد آورده شود.
اینجا، افسانهها مهاجرت میکنند:
آناهیتا در رودهای جهان جاری میشود؛
سیمرغ، ققنوس نام میگیرد؛
شاهماران، اژدهای دانا میشود؛
جمشید، زئوس را در آینه میبیند؛
و میان همهی این نامها،
نوری کوچک متولد میشود:
نویان ؛ صدایی ناپیدا
که نه فقط شنیده میشود، بلکه میخواهد نوشته شود.
در «نایاب»
مرز رؤیا و واقعیت محو میشود،
اسطوره کنار انسان مینشیند،
و پرسش اصلی دیگر این نیست:
«چه را میشنوی؟»
بلکه این است: «چه را جرأت میکنی بنویسی؟»
نایاب، قصهی جنگ نیست؛
قصهی مالکیت صداست.
قصهی اینکه اگر نامِ ریشه را نگویی،
دیگران آن را به نامِ خود خواهند نوشت.
این کتاب:
• سفری اسطورهای میان ایران و جهان است؛
• بازخوانی ریشههای فراموششدهی افسانههاست؛
• و داستانی شاعرانه دربارهی نوشتن بهعنوان نجات.
اگر «نگهبانان» دروازه را گشود
و «ناجی» صدا را بیدار کرد،
«نایاب» کاری میکند
صدا، خودش را ماندگار کند.
فقط یادت باشد…
وقتی صدایی را نوشتی، دیگر فقط شاهدش نیستی.
چون قصهها وقتی نوشته میشوند،از تو میخواهند؛
مسئولِ ادامهشان باشی.

