جلد چهارم نویسنده

اگر فکر می‌کنی که قصه‌ها را باید فقط خواند،
این کتاب آمده تا آرام در گوشت بگوید:
«بعضی قصه‌ها منتظر دست تو بوده‌اند.»
چهارگانه‌ی دروازه‌ی قصه‌ها
جلد چهارم: نویسنده
این کتاب قصه‌ای برای خواندن ندارد،
صفحه‌ها خالی‌اند، اما خاموش نیستند.
منتظر است کسی جرأت کند آن را بنویسد؛
و هیچ صدایی برتر از صدای تو نیست.
نوپی اینجا جرقه در آسمان است؛ نه برای راهنمایی،نه برای قضاوت،
فقط برای یادآوریِ یک چیز ساده:
هر صدایی که نوشته شود، دیگر ناپیدا نیست.
این کتاب برای درست نوشتن نیست.
برای بی‌نقص بودن نیست.
برای این است که صداها در سکوت گم نشوند.
اگر سه جلد پیش از این ، دروازه را گشودند،
صدا را بیدار کردند و ریشه را به یاد آوردند،
این جلد از تو می‌خواهد مسئولِ ادامه باشی.
فقط این را بدان:
وقتی شروع به نوشتن می‌کنی،
دیگر فقط خواننده نیستی.
چون قصه‌ها وقتی به کلمه تبدیل می‌شوند،
از نویسنده‌شان تعهد می‌خواهند.
اینجا بنویس :
آنچه در ذهنت می‌گذرد، صداهایی که هنوز اسم ندارند،
و فکرهایی که دنبال راه بیرون آمدن‌اند.
و بعد…اگر کلمه‌ها کافی نبودند؛
اینجا نقاشی کن:
ذهنت را، خیالت را، آن‌چه گفتنش سخت است.
و این‌بار…
تو قصه ها را می سازی.

جلد چهارم نویسنده